|
قانون جذب قانون کشش ،Attraction Law
| ||
|
با سلام خدمت تمامي دوستان و بازدید کنندگان محترم وبلاگ و با تبریک سال نو 1392. به خاطر نبودهاي طولانی پوزش می طلبم...
اکنون زندگی جدیدی شروع شده و سایت من نیز مستعد تغییرات بسیار بزرگی است که به زودی خواهید دید... با آرزوی موفقیت یادداشت: مرا در FB نیز می توانید بیابید کافی است دیاکو ابراهیمی را سرچ نمایید! [ 92/01/05 ] [ 23:15 ] [ دیاکو ]
A great and powerful king decided to send his son to be educated in a distant land. He could have let him stay in the palace itself and brought him the best teachers and the best possible education. But the king knew that the prince will get a lot of experience when he is out of the palace. Good education plus physical distance from the palace will toughen and strengthen the confidence and independence of his son. [ 91/07/15 ] [ 14:14 ] [ دیاکو ]
[ 91/04/12 ] [ 20:42 ] [ دیاکو ]
در برابر هر انسانی راهی قرار گرفته است، و راه هایی و بازراهی... و روح بزرگ راه بزرگ را پی می گیرد و روح حقیر،کورمال، کورمال راه حقیر را انتخاب می کند و در این بین دشت های مه آلود گسترده اند و دیگر مردمان در این دشت ها می روند و می آیند، اما در برابر هر انسانی راهی بزرگ آغوش بازکرده است و نیز راهی حقیر و هرکسی خود تصمیم می گیرد در چه راهی قدم بگذارد جان اگزونهم کتاب در قلمرو سکوت / ویجی اسواران [ 91/03/14 ] [ 21:29 ] [ دیاکو ]
امروز حواسم پیش حرفهای یکی از دوستام بود، یکه خوردم و به ذهنم خطور کرد که این پست را بنویسم. بسیاری از دوستان؛ من را شماتت کرده اند که در دنیای واقعی زندگی نمی کنم و در ماوراء سیر می کنم. اتفاقات دنیا برای من مهم نیستند و به آرمان شهر خودم می پردازم و فکر می کنم. جنگ؛ خونریزی و بدبختی انسان ها را نمی بینم و نادیده می گیرم و گاهی هم خودم از دید آن ها به خود نگریسته ام... اما... اما کارهایی که من می کنم طبق آموزه هایی است که از اساتیدم یاد گرفته ام... می دانم اگر به آن حوادث گوش دهم و واکنش نشان دهم، احساس دهم و فکر کنم؛ آن ها را تشدید کرده ام و قوت بخشیده ام. بسیاری از افراد به وضع زندگی خود نگاه می کنند؛ آرزوها و اهداف خود را در سر دارند ولی بر روی کاغذ ندارند؛ فکر می کنند و بدون برنامه و هدف مکتوبی پیش می روند...در دنیای واقعی گام بر می دارند... بدون آنکه در دنیای رویاها سیری کرده باشند... به نتیجه هم نمی رسند و تعجب می کنند! کسانی که دم از انسانیت و روشنفکری می زنند ولیک بویی از آن نبرده اند. کسانی که فکر می کنند کمک کردن به بشریت از طریق نگریستن صرف به مشکلات است! کسانی که در جنبه ی قضایا همیشه نخست جانب منفی را انتخاب می کنند... آنان که به قوانین طبیعی و ثابت کائنات نیز کافرند! به راستی دنیای واقعی ما چیست و چگونه ساخته شده است؟ همین افکار و همین شماتت ها مرا به سوی مقاله ای کشاند که توسط دکتر فرامرز کوثری در مجله ی شماره ی 233 موفقیت در بخش تلنگری بر روح، چاپ شده است... آن را خواندم و کیف کردم... داستان های خدا مراد...: ................................................ فرض کن دنیای اطراف تو موجودیتی است که بی نهایت فرم و شکل ممکن می تواند اختیار کند و منتظر است تا تو به آن توجه کنی . به محض این که تو به زمان حال بیایی و روی دنیای اطراف خودت متمرکز شوی، بسته به سطح آگاهی و میزان هشیاری تو، این موجودیت هزار فرم، تغییر شکل می دهد و طوری می شود که با حواس جمعی این لحظه تو بخواند. بنابراین دنیا چیز جدیدی می شود که تو به عنوان ناظر آن را هر لحظه می سازی! ..................................................................... اگر می خواهی دنیایت را عوض کنی، شرط اولش این است که در زمان الان زندگی ات و همین جایی که الان هستی، بیدار شوی و در این بیداری به طور مستمر اقامت کنی. هر فکری که ناخواسته حواس تو را پرت می کند میخی است که تو را به همان دنیای قبلی ات میخکوب می کند. اگر می بینی یک نفر سالهاست که دنیایش عوض نمی شود و بلاهای مشابه و یکسان، به صورت دائم بر سرش نازل می شود؛ بدانید که تنها دلیلش خود اوست که به فکر و ذهنش اجازه جولان و حکومت بر وجودش را داده است. او کافی است مدتی فکر و ذهن و نجواهایش را خاموش کند و در سکوت به الان زندگی اش دقیق شود. به تدریج لنگرها برداشته می شوند و میخ ها شل می شوند و در لحظه ای که چندان هم طول نمی کشد،او به هر نقطه ای که دلش طلب کند جابه جا می شود. دنیایش هم مطابق آن تغییر می کند و خود او هم به عنوان بخشی از دنیایش دگرگون می شود. ................. دنیای آشنای قبلی اش چه می شود؟: - در حالت جدید آن دنیای دیگر آشنا نیست. اما وجود دارد و او همیشه می تواند با مراجعه به آن نقطه دوباره دنیایش را همان شکلی بسازد! .............................................................................. [ 91/03/09 ] [ 20:18 ] [ دیاکو ]
به نام نیروی برتر کائنات می دانم دنیایم را خودم می سازم و اگر مایل باشم، قادر به دوباره سازی دنیاهای پیشین خویشتنم. می دانم آنچه در گذشته آرزویش را داشته ام،منتظر نیم نگاهی از جانب من است تا آن را به دست آورم. وجود خویش را در لحظه ی کنونی قبول دارم و می خواهم در جهت بهبود وضع آن (چه جسمی و چه روحی) بکوشم و خواهان ترقی آن هستم! از کائنات و نیروی برتر سپاسگزارم و قدر دان تمامی چیزهایی هستم که دارم،داشته ام و خواهم داشت. هر روزه به اهدافم فکر می کنم و داشتن آنان را احساس می کنم و این طریقت را یک اصل می شمرم تا به گونه ای زندگی کنم که در قلبم ایمان را ایجاد می کند! ...هنگامی که هدفم را مجسّم می کنم،دنیایم آن می شود،احساس می دهم و جذبش می کنم... به خاطر وجود قانون جذب و کارکرد آن در زندگی ام سپاسگزارم! [ 91/03/09 ] [ 20:16 ] [ دیاکو ]
این عقیده و مرام که نسخه ی اصلی آن از کتابی است که در سال1912 تحت عنوان" نیروهای شما و اینکه چگونه ازآنها استفاده کنید"اثر "کریستیان.د. لارسون"چاپ شده ، شایسته ی آن است که هر صبح و عصر آن را بخوانید! به خود قول دهید که... چنان قوی باشید که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنیتان را بهم ریزد. با هرکسی که برخورد میکنید از موفقیت وشادی و سلامتی حرف بزنید. به همه ی دوستانتان این احساس را بدهید که درون آنها چیزی باارزش نهفته است. به جنبه ی مثبت قضایا بنگرید و بگذارید تا این مثبت اندیشی به واقعیت تبدیل شود. فقط به بهترینها فکر کنید فقط برای بهترینها کار کنید و فقط انتظار بهترینها را داشته باشید. اشتباهات گذشته را فراموش کنید و به دستیابی موفقیتهای بزرگتر درآینده ادامه دهید. همیشه چهره ای بشاش داشته باشید و به هر موجود زنده ای که میبینید لبخند بزنید. آنقدر وقت صرف رشد وتعالی خود کنید که زمان برای سرزنش کردن دیگران نداشته باشید. به خود نگرانی عصبانیت وترس راه ندهید و آنقدر شاد باشید که مشکلات اجازه ی حضور نیابند! در مورد خود مثبت بیندیشید و این حقیقت را در سراسر دنیا نه با صدای بلند بلکه با کردار عالی خودجار بزنید! با چنان ایمانی زندگی کنید که انگار کل دنیا طرف شماست مادامی که شما به بهترینهایی که در درون خود دارید اعتماد دارید [ 91/03/09 ] [ 20:10 ] [ دیاکو ]
,Dear Kris Carr [ 91/02/13 ] [ 13:12 ] [ دیاکو ]
,Dear Napoleon Hill عزیز! به یاد داشته باش افکاری که راجع به خودت در سر داری و جملاتی راجع به خودت که می سازی گرایش ذهنی تو را مشخص می کنند. اگر هدفی ارزشمند داری به جای یافتن صدها دلیلی که نمی توانی به آن برسی به آن یک دلیلی فکر کن که چرا می توانی به آن دست یابی! ناپلئون هیل نویسنده ی فکرکنید و ثروتمند شوید (۱۸۸۳-۱۹۷۰) [ 91/02/13 ] [ 13:4 ] [ دیاکو ]
Would you like me to give you a formula for success? It's quite simple, really. Double your rate of failure. You're thinking of failure as the enemy of success. But it isn't at all... You can be discouraged by failure - or you can learn from it. So go ahead and make mistakes. Make all you can. Because, remember that's where you'll find success. On the far side." Thomas J. Watson 1874-1956, Chairman of IBM [ 90/12/02 ] [ 9:10 ] [ دیاکو ]
راستش خواستم یه مطلب از اینترنت بگیرم و کپی کنم اینجا و برم!
ولی مگه میشه؟ آخه دلم رضایت نمیده! به راستی چرا باید انسان هدفمند باشه؟ اصلا این همه آدم مگه همشون هدف دارن؟ اصلا هدف چیه؟ به نظر شما تعیین اهداف خیلی آسونه؟؟!! انواع اهداف چی ها هستن؟ چطوری اونها رو تعیین کنیم؟ و... پاسخ به این سوالها رو میخوام یه جا به خدمت گل شما خواننده ی موفق و دانشجوی کسب این علم گرانبها برسانم تا شراره های اشتیاق رسیدن به هدف در وجودت چنان شعله ور گردد که زمین و زمان را به هم ببافی و تا رسیدن به آنها دست نکشی! اول باید بدونی که ما به عنوان آدم چندین نوع هدف داریم اهداف غریزی اهداف آگاهانه اهداف غیرآگاهانه ( ناخودآگاه) اهداف غریزی که همون خوردن و نوشیدن و... است اهداف ناخودآگاه همونان که مثلا وقتی بچه ای مامان و بابات چهار متر میفرستنت هوا و میگن پسره (دختره) منه ماشالا.... دکتر بشه ایشالا بعد تو هم ناخواسته هدف دکتر شدن رو انتخاب کردی و شدی آقا یا خانم دکتر!!! اهداف خودآگاه هم به دسته ای اطلاق میشه که خودت برمیداری- مینویسی و میرسی!!!!!!!!! ........... تعیین اهداف خودآگاه : برای این کار توصیه ی من اینه که اول اول اول ۱۰۱ تا رو انتخاب کنید...بعد اولویت بندی کنید... بعد برای مدت مشخصی برنامه ریزی و تلاش کنید... البته هنگام تعیین هدف ضرب الاجلش روئ تعیین کنید. تلاش کنید و ایمان داشته باشید و قورباغه ی کر شوید و ویژن بزنید قول میدم که موفق بشی! حالا چرا؟ چرا باید این کار ها رو انجام داد؟ چرا باید نوشت؟ پاسخش خیلی ساده هستش: فقط امتحان کن تا اثراتش رو ببینی و لذت ببری اونوقت دیگه... آره دیگه ! هر روز کارت میشه رویا پردازی و اصلا در عالم دیگه ای سیر میکنی.. اونوقت بال اندیشه و تصور و تجسمت چنان قدرت میگیره که زندگی رنگ و طعم دیگه ای میگیرد برات و اصلا اون آدم قبلی نیستی! اما خیلی هم آسون نیست و به قول معروف : گفتنش خیلی آسونه! : Easier said than done بايد تشخيص بدي كه واقعا چي ميخواي و هدفت رو واقعا انتخاب كرده باشي نه سر سري چون اگه سر سري انتخاب كرده باشي زود فراموشت ميشه و براش تلاش نميكني - تصور نميكني و در نتيجه از دنيات ميره بيرون! مال توئه... ولي بهت نميييييييييييييدن... اگه واقعا انتخاب كرده باشي مطمئن باش مال خودته! شبها ده دقيقه قبل از خواب و صبح ها ده دقيقه قبل از بلند شدن از رختخواب تجسم كن كافيه! راه برو تجسم كن ... خودت رو در اينده ببين ................................................................ دوستان گرامي! مختصر گفتم اما اميدوارم مفيد هم بوده باشه از كتاب معجزه ي هدف گذاري در كاميابي و چند كتاب ديگه هم براي نوشتن اين مطلب الهام گرفتم.. حالا كي جرات داره به من بگه پام رو از گليمم دراز تر كردم و دارم انديشه و فكر به ديگران ميدم؟ چرا نبايد ايده ها و آموزه هاي زندگي بخش راز و قانون جذب رو آموزش بدم و تبليغ كنم؟ به عقيده ام كا اولا وظيفه ي انساني من هستش و ثانيا اگه من نكنم پس كي؟؟؟!!! دوستتون دارم منو ببخشيد ممنونم متاسفم! [ 90/11/20 ] [ 12:47 ] [ دیاکو ]
دوستان موفق سلام!
با عرض پوزش به خاطر آپدیت نبودن وبلاگم باید عرض کنم که به دلیل مسائلی چنین پیش آمد که وبلاگ قانون جذب مدتی سر در هوا معلق باشد. مطالب انگلیسی را هم ان شاالله به زودی ترجمه کنم که همه استفاده کنن! کتابهایم هم در مراحل آخر بوته ی آزمایش اند! شدن ۳ تا !!!
[ 90/11/20 ] [ 12:4 ] [ دیاکو ]
Love, and let Meditate on Love. Dedicate your Love, and let [ 90/10/04 ] [ 16:44 ] [ دیاکو ]
Victor Frankl once wrote, "Everything can be taken from a person but one thing: the last of human freedoms - to choose one's attitudes in any given set of circumstances, to choose one's own way." Frankl was right. Attitude is a choice. You could be faced with a thousand problems, many or most over which you have absolutely no control. However, there is always one thing you are in complete and absolute control of and that is your own attitude. [ 90/08/22 ] [ 18:19 ] [ دیاکو ]
Everything can be taken from a person but one thing: the last of human freedoms - to choose one's attitudes in any given set of circumstances, to choose one's own way Dr.Victor Franckle" [ 90/08/22 ] [ 18:15 ] [ دیاکو ]
One of the key concepts to creating wealth is to understand that money is not the goal. That's right, I said, money is not the goal. [ 90/08/19 ] [ 18:2 ] [ دیاکو ]
اين روزها روزهاي انتخاب رشته ي دانشگاههاست وخاطرات جالبي برا آدم زنده ميشه!!!
جالبه گفتم خاطرات.... هالي كاو...خاطرات!!! ويجي اسواران در كتاب در قلمرو سكوت ميگه: عمل بدون بينش به سطح يك خاطره نزول ميكند! چه عمل هاي بي بينشي داشتيم... البته همش هم اينجوري نيست قبوله! اما دوستان من كه تووي اين بحبوحه ي كنكور و انتخاب رشته و... نقشي داشتم ميخوام براتون يه چيزايي بگم: چند نفر بودن كه براي رشته هاي دانشگاهي خود حتي كمترين اطلاعات رو نداشتن؟ چند نفر بودن كه تازه بعد از وارد شدن به دانشگاه فهميدن چه خبره؟؟ چند نفر بودن كه...؟ اولين دشمن ما جهل ميباشد....بي خبري از اينكه چه قدرتي داريم...كي هستيم... چه عقايد محدود كننده اي هم كه نداريم ۱-من خود را دوست ندارم ۲-من شايستگي اش را ندارم و... اين عقايد ما را از دست يابي به روياهايمان باز ميدارند... خيلي از اونايي كه كنكور قبول نشده بودند يا ميشد عدم اعتماد به نفس رو تووي چشماشون خوند به دليل اين عقايد نهان كه دكتر جو ويتالي به آنها ميگه سارقان شب!! به دليل اين عقايد مخوف...نتوانسته بودند! روياي من اين است كه روزي نسل بعد ما چنان باشد كه نتواند نتواند!!! يعني همه اش بتواند... مي خواهم اين عقايد اگر در خودمان ريشه كن نشوند ديگر در فرزندانمان نباشند... من رويايي دارم... جهاني پر از خوبي و توانايي هاي بالقوه ي انساني و مغزي با كاركرد و توانايي خدادادي ۱۰۰درصد و احساسات پاك و خالص و بهشتي!!! تا باشد به آنجا رسيم.... [ 90/06/20 ] [ 18:34 ] [ دیاکو ]
۱):قانون علّت ومعلول:
هرچیزی به دلیلی رخ می دهد.برای هر علّتی معلولی هست و برای هر معلولی علّت یا علّت های بخصوصی وجود دارد،چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد! 2):قانون ذهن: همه ی علّت ها و معلولها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیّت می شوند. افکار شما آفریننده اند.شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید. همیشه درباره ی چیزهایی فکر کنیدکه واقعا طالب آنها هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آنها نیستید،اجتناب کنید! 3):قانون عینیت یافتن ذهنیّات: دنیای پیرامون شما تجلّی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند،حفظ کنید. 4):قانون رابطه ی مستقیم: زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه ی مستقیم وجود دارد. 5): قانون باور: هرچیزی را که عمیقا باور داشته باشید،برایتان به واقعیت بدل میشود. شما آنچه را که می بینید،باور نمیکنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید! پس باید: -باورهای محدودکننده ای که مانع موفقیّت شما هستند را شناسایی کنید. -آنها را از بین ببرید. 6): قانون ارزش ها: نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است. آنچه براستی ارزهایی که به آنها اعتقاد دارید را بیان می کند، ادعاهای شما نیست،بلکه گفته ها،اعمال و انتخابهای شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیّت است! 7): قانون انگیزه: هرچه می گویید یا انجام میدهید از تمایلات درونی،خواسته ها و غرایز شما سرچشمه میگیرد. این کار ممکن است به صورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود. رمز موفقیّت دو چیز است: -تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها -مشخص کردن انگیزه ها 8):قانون فعالیّت ذهن ناخودآگاه: ذهن ناخودآگاه شما موجب میشود که همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی وباورهای زیربنایی شما هماهنگ است.ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی میکنید،میتواند شما را به پیش ببرد ویا از پیشرفت باز دارد! 9):قانون انتظارات: اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید،در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا میکند. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر میگذارد. 10):قانون تمرکز: هرچیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید،در زندگی واقعیت پیدا می کند. هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند.بنابراین باید فکر خود را برچیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آنها هستید. 11):قانون عادت: حداقل 59٪از کارهایی که انجام می دهید،از روی عادت است،خواه عادت های مفید وخواه عادتهای مضر. شما می توانید عادتهایی که موفقیّت تان را تضمین می کند،در خود پرورش دهید. به این صورت که تاهنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند، تمرین وتکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید. 12):قانون جذب: شما مرتبا افکار،ایده ها و موقعیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید،خواه منفی،خواه افکار مثبت! شما می توانید بهتر ازاینکه هستید باشید،ثروتمندتر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید. 13):قانون انتخاب: زندگی شما نتیجه ی انتخابهای شما تا این لحظه است و چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید،کنترل کامل زندگی تان و آنچه برایتان رخ وی دهد،در دست شماست! 14):قانون تفکّر مثبت: برای موفقيّت و شادی درتمام جنبه های زندگی،تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه ی تفکّر شما نشان دهنده ی ارزش ها،اعتقادات و انتظارات شماست! 15):قانون تغییر: تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روز افزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود،با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته،درحال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن!!! ........................ بقیه اش رو هروقت درخواست بدین مینویسم! [ 90/06/20 ] [ 18:25 ] [ دیاکو ]
دقت کرده اید که خیلی ها همیشه در مورد سن و سال حرف میزنند و نگرانند و مهمترین چیز برایشان و ملاک سنجش عقل و...برایشان در زندگی است؟؟؟
در کتاب لطفا گوسفند نباشید بخوانید ببینید چی نوشته؟!!! میگه اینگونه انسانها سفر گِل میکنند چون روزی به دنیا میان و بدون اینکه نامی از خود به جا بگذارند میمیرن وانگار هرگز هم روی کره ی زمین زندگی نکرده اند! اما باید دید عمر مفید چقدر است؟ عمر مفید چیست؟؟؟؟؟!!!! آن مقداری را که صرف تعالی روح خود کرده ای... جسم تو به دنیا آمد وتمام شد...اما روحت!!!...چند سال است که روش کار میکنی؟؟؟؟ میگن روزی اسکندر مقدونی به دهکده ای رفت و یقه ی یکی را چسبید و گفت: من اسکندر مقدونی هستم! او هم گفت: من ابن علی هستم... اسکندر گفت: یعنی چه! من اسکندرم...از من بترس... مرد پاسخ داد...:تنها کسی که از او باید بترسم خداوند است... اسکندر کلافه شدو به او گفت میخواهم پیرترین فرد دهکده را ببینم...پس راه را به او نشان دادند... در راه اسکندر دید که جلوی هرخانه چاله ای کنده شده...و کمی جلوتر در سر راهش به گورستانی رسید و اینکه برروی سنگ قبر افراد نوشته شده بود فلانی ۵سال زندگی کرد...فلانی ۲ساعت زندگی کرد...۴روز...۳ماه ...اهفته زندگی کرد او را متعجب ساخت... بالاخره اسکندر پیش پیرمرد میرسه و کلی با او حرف میزنه و میخواد بترسوندش اما پیرمرد او را کلافه میکند و اسکندر در پایان میگه: خیله خوب فقط بهم بگو چرا دم خونه هاتون چاله کندین و چرا روی سنگ قبر مرده هاتون اینجوری نوشتین...همه چرا انقدر کوتاه عمر کرده اند؟؟؟!!!! مرد جواب داد:" هرروز که بیرون میاییم به آن چاله رفته وبه یاد میاوریم که روزی میمیریم... و بنابراین اینجوری زندگی میکنیم که حواسمان باشد(خلاصه) و روی سنگ قبرها: وقتی آدم داره میمیره حجابها برداشته میشن و ما یکی رو میذاریم بالا سرش تا بپرسه: دنیا که بودی چقدر عمر کردی...و وقتی جواب داد همان را روی سنگ قبرش مینویسیم...چون در آن لحظه آدم ذروغ نمیگه و عمر حقیقی خود را که با عشق و محبت و کمک به دیگران و خوبی ها گذرانده به زبان میاورد... ................. حال دوستان ببخشید داستان روانحراف هم شاید کرده باشم!!! اما غرض یه چیز دیگه است: من نمیخوام منکر یه سری جیزای دیگه بشم... اما تا به حال فکر کردید عمر مفیدتون چقدر بوده؟؟؟؟؟ لطفا گوسفند نباشید! [ 90/05/13 ] [ 20:27 ] [ دیاکو ]
love is wide ocean that joins two shores
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
love is when you find yourself spending every wish on him
love is flower that is made to bloom by two gardeners
love is like a flower which blossoms whit trust
love is afraid of losing you
no matter what the question is love is the answer
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
love is the one thing that still stands when all else has fallen
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
[ 90/05/13 ] [ 20:6 ] [ دیاکو ]
گفته بودم زندگی زیباست.
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کین جاست. آسمان باز،آفتاب زر باغ های گل،دشت های بی در و پیکر. سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب خواب گندمزار در چشمه ی مهتاب بوی عطر خاک باران خورده در کهسار آمدن،رفتن،دویدن،عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن. آری آری زندگی زیباست! زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست. گربیفروزیش؛رقص شعله اش در هرکران پیداست. ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست. زندگانی شعله می خواهد. شعله ها را هیمه سوزنده. جنگلی هستی تو ای انسان! جنگل ،ای روییده ی آزاده سربلند و سبز باش! ای جنگل انسان.ای جنگل انسان!!! //سیاوش کسرائی// [ 90/05/06 ] [ 18:9 ] [ دیاکو ]
[ 90/05/04 ] [ 17:17 ] [ دیاکو ]
دیشب داشتم کتابی الکترونیکی میخواندم به نام آموزه های بودا...
واقعا که بودا داستان جالبی داره...حالا از دین بودیسم امروزی بگذریم اما خود انقلاب و ممارست بودا مرا شیفته کرد. حال ممکن است بگویید داستان است و ... اما به نظرم چنین نباشد!!! بودا که حتی اسم او معنا دار است نماد بردباری و ثبات قدم در راه هدف است. شش سال مشقت کشید اما دست از هدف خود برای دستیابی به حقیقت برنداشت...و بالاخره رسید او میگه که انسان زجر میکشه...HUMAN IS SUFFERINGاما اين زجر ومحنت ناشي از خواسته هاشه...بنابراين بايد آنها را تعديل كرد. اما من در اينجا بحثي در مورد انديشه هاي بوديسم نميكنم... ميخوام بگم كه اين چهار صحنه اي كه باعث انقلاب بودا شده چه جالبه!!! او ديد كه انسانها از پيري،مريضي و مرگ رنج ميبرند...و خود را وقف كرد تا راهي براي نجات انسانها از اين درد و رنج پيدا كند. ............................ راستي ميخواستم درباره احساسات حرف بزنم... از آنتوني رابينز مطلب بذارم و بگم كه چه جوري از احساسات خود درست استنباط كنيم.... اگه خواستيد بگيد تا كتابشو واستون ايميل كنم!! حال ميخوام يه چيزي بهتون بگم كه شاخ دربياريد: حالا كه با قانون جاذبه آشناهستيد...ممكنه بعضي وقتها يه سري موانع سر راه هدفاتون قرار بگيره ممكنه احساس كنيد و بگيد پس چرا نميييييييييييييييييييييييياد!!!! بايد بگم كه اولا سعي كنيد احساساتتون رو تغيير بديد،احساسات ما نتيجه ي افكار ما هستند... وقتي احساس خوبي نداري يعني اينكه با هدفت و با امواج آن در هماهنگي نيستي... پس اون لحظه اي رو كه احساس خوبي داشتي رو به خاطر بيار واونو حفظ كن! هروقت هم اين چنين شدي با خودت بگو:" چون من ميدونم چطوري هدفم رو جذب كنم؛اين چيز براي من صادق نيست"!!!!... حرف مردم....آخ از حرف مردم قدرت منفي اي داره كه نگو.... هدفت رو انتخاب كه كردي بايد روش قسم بخوري منظورم اينه كه مثل تمبر باشي و تارسيدن نامه به مقصد به نامه ات بچسبي... اما هيچوقت نبايد قدرت مانور در اهداف را از خود ستانيد!!! اهداف ما همراه ما بزرگ ميشن و ممكنه تغيير كنن بسته به علايق و افكار ما داره...هرجوري كه فكر ميكنيد،حق با شماست!!! [ 90/05/01 ] [ 19:22 ] [ دیاکو ]
سلام و درود...
خبری عالی که قول داده بودم بذارمش رو وبلاگ: کتاب ۷ درس از قانون جاذبه اثر اساتید راز(باب پراکتور-جک کنفیلد-دکتر میشیل بکویت) و ترجمه ی من...چاپ شد. ترجمه ی این کتاب تا مرحله ی نهایی چاپش چه داستانها که نداره... حتما در مورد این روادید براتون میگم.... فعلا شما یه تبریک به من و منم یه شیرینی به شما... بدهکار هم شدیم (شوخی کردم بابا ایرانی بازی درنیارین!!! ـآخه کائنات شوخی سرش میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [ 90/03/13 ] [ 17:48 ] [ دیاکو ]
دیشب ساعت حدود هشت شب بود و من در پالسی از انرژیهای مثبت به سر میبردم...
با دوستم داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد... یاروو شروع کرد به انگلیسی حرف زدن!!! فکر کردم دوستای دانشگاهیم هستن و دارن سر به سرم میزارن! ولی بعد از اینکه اسمشو پرسیدم گفت که منشی امور مالی دکتر جو ویتالی هستش!!!! واو... میخواستن برای کوچینگ دکتر ویتالی باهام حرف بزنن! حدود ۱۰ دقیقه حرف زدیم...و اصلا نمیدونم در موردش چی بگم! شاید یکی از همین روزها دکتر ویتالی رو هم کشوندیم پای تلفن....
[ 90/02/31 ] [ 22:36 ] [ دیاکو ]
نمیتوانم فرمول موفقیت را به شما بدهم اما میتوانم فرمول شکست را برایتان بنویسم: "بکوشید تا همه را راضی کنید" *هربرت بادایاسوپ* [ 90/02/17 ] [ 21:50 ] [ دیاکو ]
دوست عزیز سلام. رسیدن به هدف و حتی برگزیدن آن کار آسانی نیست و به قول دکتر احمدی منش: گاو خر میخواهد و مردی چو من!!! .......... همینجوری نمیشه که... آخه اگه واقعا اصول رعایت شوند میشود از ترکیب یک ملکول اکسیژن و دو ملکول هیدروژن ، آب به دست نیاورد!!!؟؟؟؟؟؟ حتما شما هم یه جایی کم گذاشتین... افکار منفی معمولا باعث آنند... مطمئنم تو هم برای آنچه میخواستی احساسات را در پروسه ی درست خلق آن قرار ندادی...که اینجوری شده انتخاب هدف خلق هدف و پاسخ کائنات دریافت هدف برای درک این مراحل فرض کن تو از جلوی یه مغازه ی گیتار فروشی رد میشی...چشمت به گیتار میفته و خیلی دلت میخواد اونو داشته باشی روزایی رو تصور میکنی که با آن چه نواهایی که نمینوازی و چه افرادی که شاد نمیکنی و چه کارها که نمیکنی... اما در عین جال تو هنوز هم اونو نداری ولی اگه داشتی خیلی خوب میشد! اگرم هرگز به دستش نیاری نمیمیری که خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در.................بهتری!!! آری یهتری!!! نه دیگری ... شما هم اگه تمام تلاشتو کردی و نرسیدی حتما حکمتی در کار است و در بهتری برایتان باز شده یا خواهد شد... کسی هم چه میداند شاید واقعا هدفت رو سر سری انتخاب کردی چون هدفی که سرسری انتخاب شده باشد زود با کوچکترین فشاری که بهمان بیاید از خاطرمان میرود... گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری...دانی که رسیدن هنر گام زمان است!!! هدفهایتان را برگزینید آنها را روی یه تکه کاغذ بنویسید و شروع به تجسم و وانمود داشتن آنها کنید....با همه ی جزئیات و وقتی هنگامه ی عمل شد، اقدام کنید شک نکنید!!! با ایمان و عشق کامل هدف خویش را درآغوش کشید زیرا روزی که آن را خواستی و ضربان قلبت برایش تپیدن گرفت، خداوند مهر تقدیری برآن نهاد تا ازآن تو باشد... با این حال و با همه ی این توصیفات و تعریفات اگه قانون جاذبه بهت حس خوبی نمیده، ولش کن بره! اینو تو سی دی هم گفتن!!! خوشبختانه یعنی هیچ چیز ارزش آن را ندارد که احساسات گل شما را بهم ریزد!!! اما احساسات درست و کنترل شده چیستند و چگونه به آنها دست یابیم و... منتظر جدیدترین پستم باشد [ 90/02/16 ] [ 21:15 ] [ دیاکو ]
به من بگو چگونه فکر میکنی تابه تو بگویم چگونه زندگی میکنی!!!.... به من بگو چه میخواهی تا به تو بگویم چگونه بدستش آوری! به من بگو چه احساسی داری تا به تو بگویم درحال جذب چه هستی... به من بگو اغلب به چه فکرمیکنی تا به تو بگویم به زودی چه خواهی داشت... ............... آری دوستان... درسهای شگرف جاذبه است دیگه!... این روزها کسانی که وبلاگ جاذبه رو نگاه میکنند سوالهای جالبی پرسیدن که اول میخوام از توجه و لطفشان قدر دانی و تشکر کنم و سپس چند چیز را روشن سازیم: اولین سوالی که پرسیده بودن این بود که مثلا ما یه چیز خاصی رو نمیخوایم یا اصلا دوستش نداریم و آقا جون ازش متنفریم...پس چرا وارد زندگی ما شده؟؟؟...آیا من جذبش کردم؟؟؟... جواب مطلقا مثبت است. اولا اینکه سوالاتی از این قبیل را "گوسفندانی که پوزه درخاک دارند"(سوء تفاهم نشود: منظور انسانهای عادی است نه شما خواننده گرامی،دوست هدفمند من) از خود میپرسند. یعنی به شرایط دور و بر خود نگاه میکنند،چیزها را میبینند و به چیزهایی که نمیخواهند و دوست ندارند و ازآنها متنفرند فکر میکنند و نه تنها فکر میکنند بلکه احساس هم میدهند و نه تنها احساس میدهند و فکر میکنند بلکه جذبش هم میکنند! آری از ماست که برماست...جذبش هم رواست! فکر+احساس=جذب و اکثر ما ندانسته جذب میکنیم... آدم های موفقی چون من و شماها باید به شرایط جوری نگاه کند که باید باشد نه آنطور که هست... آدم های موفقی چون من و شماها،باید افکار خودش را مهار کرده باشد... باید اهداف خود را برگزیده باشد و احساسات خود را زیر سلطه ی خود و در خدمت اهدافش بگیرد... ماها به آینده میاندیشیم و میدانیم آنچه هستیم حاصل تفکراتی است که داشته ایم ...میدانیم که اوضاع ثابت نمیماند... ماها راز را میفهمیم و ثانیه به ثانیه ی زندگی خود را با آن میگذرانیم...همواره تصویری واضح از اهداف خود در ذهن داریم و با تمام عواطف انسانی خویش به آن عشق میدهیم... هیچ چیز نمیتواند اجساسات ما را تضعیف کند چرا که ما در فرکانسی از امواج مثبت عالی قرار داریم... چرا که ما ثروتمندانیم و سرمایه دارانی بزرگ... ثروتی در این بالا...وافر و متصل به اقیانوس بیکرانها... ..................... سوال دوم این است که من آن چیزی را که میخوام، دریافت نکردم چرا؟؟؟ جواب..... ه ه ه ....ه ه ه!!! از دست چرا...!!! این دیگه بستگی به خودت داره چقدر طول بکشه جذبش کنی...بستگی به میزان باورت! در ضمن نباید منتظر بود تا هدف خودش خرامان خرامان بیاد و تو را درآغوش بگیرد دیدید مثلا دختر خانمها در انتظار شوهرند... جالب اینه که چون منتظرند جذبش میکنند ولی اغلب انتظار دارند با اسب سفید نوک مدادی بیاید و اونا رو رو هوا بلند کنه و ببره اما زهی خیال باطل چرا که به قول رابین جونم یعنی همون آنتونی رابینز خودمون، " موفقیت بدون تلاش را تنها در فرهنگ لغات میتوان یافت." شاید آقاهه با اسب سفید بیاد ولی خانمه هم باید یه سرفه ای بکنه، برآرد ناله ای آهی فغانی را... و شاید هم نخواد... کسی چه میدونه شاید واقعا با اسب سفید نوک مدادی کانورتبل رفتذ خونه بخت!!! ......................... دوستان گلم... دنیای قشنگی است نازنین.. دنیای احتمالات... برای شدن و بودن بیایید دست به دست هم دهیم به عشق... این مفاهیم را جاودانه کنیم...با احساسات درست زندگی کنیم و ببینیم زندگی واقعی یعنی چه! آخه والا به خدا عربی که شبی سی و خرده ای میلیون تومان میده و برج العرب میشینه حال میکنه این رازو درک کرده... بزرگترین اشخاصی که میشناسی همینطور این قانون قانون عشق است و همه ی پیامبران نیز همین را گفته اند... نگرش یعنی قبول یا رد قوانین طبیعی... نگرش شما چیست؟!!!... ................................................ در پست بعدی در مورد همون احساسات درست با رجوعی به کتاب شگرف رابینز با من باشید دوستت دارم لطفا من را ببخش متاسفم مچکرم [ 90/02/15 ] [ 3:12 ] [ دیاکو ]
مست مستم لیک مستی دیگرم
امشب از هرشب به تو عاشق ترم راست گویم یک رگم هوشیار نیست مستم اما جام و می در کار نیست مست عشقم،مست شوقم،مست دوست مست معشوقی که عالم مست اوست نیمه شبها سیر عالم کرده ام رو به ارواح مکرّم کرده ام نغمه ی مرغ شبم پر میدهد سیر دیگر حال دیگر می دهد ساقی ام پیمانه ام لبریز کرد باده ی خود را شرار انگیز کرد حالت مستی و مدهوشی خوش است وز همه عالم فراموشی خوش است مستی ما گرندانی دور نیست باده ی ما زاده ی انگور نیست ای حریفان! جام من جان من است وندرین پیمانه،پیمان من است چیست پیمان؟ نغمه ی قالوابلا میزند هرلحظه در گوشم صلا کای تو در پیمان من هوشیار باش خواب خرگوشی بنه،بیدار باش! بندبگسل،نغمه زن،پرباز کن این قفس را بشکن و پرواز کن این ندا هرشب مرا مستی دهد زندگانی بخشد و هستی دهد هاتفی گوید مرا در بیت بیت ای قلمزن،ما رمیت اذ رمیت ما قلم را در کفت جان میدهیم ما به شعرت نور عرفان میدهیم روشنی ها از چراغ عشق ماست برکسی تابد که داغ عشق ماست دوستان این نور مهتاب از کجاست؟ در تن من جان بیتاب از کجاست؟ در سکوت شب دلم پر میزند دست یاری حلقه بر در میزند شب برآرم ناله در کوی سکوت عالمی دارد هیاهوی سکوت از چراغ آسمان ها روشنم پر فروغ از نور باران تنم... روشنان آسمانی در عبور نور و نور و نور و نور و نور و نور میرسم آنجا که غیر از یار نیست وز تجلّی قدرت دیدار نیست... بهر دیدن،چشم دیگر بایدت دیده ای زین دیده بهتر بایدت باغبان را در گلاب و گل ببین ذکر او در نغمه ی بلبل ببین طبع خاموشم،سخن پرداز اوست بال از او،نیرو از او،پرواز از اوست عقل ها زاندیشه اش دیوانه است شمع او را عالمی پروانه است دیده ی خلقت همه حیران اوست کاروان عقل،سرگردان اوست! یک تجلی عقل را مجنون کند وای اگر از پرده سر بیرون کند! آری آری میتوان موسی شدن با شفای روح خود عیسی شدن روح میگوید: اگرچه خاکی ام من زمینی نیستم،افلاکی ام راه هموار است،رهرو نیستم بی سبب در هر قدم می ایستم... هر زمان آن حالت دلخواه نیست جان روشن گاه هست و گاه نیست تشنه کامم لیک دریا در من است گر شفا خواهم مسیحا در من است باغ هست وما به خاری دلخوشیم نور هست و ما به ناری دلخوشیم دعوت حق گویدم:بشتاب سخت تا بتابد بر سرت خورشید بخت از نفخت فیه من روحی نگر تا کجا پر میکشد روح بشر گر شوی موسی،عصی در دست توست خود مسیحا شو،شفا در دست توست طور سینا سینه ی پاک شماست مستی هر باده از تاک شماست وادی اعین درون جان توست کشتن فرعون در فرمان توست پاک شو،پر نور شو،موسی تویی جان خود را زنده کن،عیسی تویی غرق کن فرعون نفس خویش را محو کن فکر خطا اندیش را ساقیا آن می که جان سوزد کجاست؟ نور حق را در دل افروزد کجاست؟... بار الاها ! بال پروازم ببخش روح آزاد وسبک تازم ببخش عاشق بزم توام، راهم بده عقل روشن،جان آگاهم بده
[ 90/02/07 ] [ 20:6 ] [ دیاکو ]
سلام دوستان!
این روزها تووی دانشگاه خصوصا کلاس دکتر تبریزی باعث بحثهای جالبی میشه! هر وقت بحث هدف و خواستن و اراده و... و حلاصه موفقیت و دست یابی به اوون چیزی که توو دل آدمه پیش میاد، دلم میخواد این چیزا رو تشویق کنم و کسی که فقط درمورد این چیزا بحث میکند را غرق بوسه کنم...!!! آرزو هایت را ارج بنه... به اوونا فکر کن... شب و روز. ثانیه به ثانیه....!!! بیایید چنان بیندیشیم که همه ی دنیا پر از عشق و محبت گردد. [ 90/02/05 ] [ 19:37 ] [ دیاکو ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||